ادبیات فارسی تخصصی 1
خود آزمايي درس دهم (تعاريف و انواع نقد1)
1 – نقد ادبي چيست؟
در اصطلاح ادب، تشخيص محاسن و معايب سخن و نشان دادن بد و خوب اثر ادبي است و نقد ادبي شناخت ارزش و بهاي واقعي آثار ابداعي و آفرينش هاي ادبي و نيز بررسي قواعد و اصول يا علل و عواملي است که باعث مي شود اثري درجه ي قبول يابد و يا مورد رد و انکار و بي اعتنايي قرار گيرد. ( بررسي محاسن و معايب يك اثر ادبي )
2 – بله ، نقد و نقادي هنر متعالي را رواج مي دهد و محيط سالم هنري به وجود مي آورد و چه بسا بعضي نقادان ،موجد تحولي شگرف در عالم ادبيات شوند.ظ
3 – نقد ادبي وقتي مفيد است كه از غرض ورزي به دور باشد و قضاوت راستين مايه ي اصلي آن را تشكيل دهد . در غير اين صورت نقد ادبي مضر و گمراه كننده است.
4 – بعضي شاعران انتقاد را حربه ي عاجزان دانسته اند . برخي نيز نقد و بحث در نيك و بد شعر را حق شاعران مي دانند. شايد به دليل برخورد مغرضانه برخي نقادان
5 – وظيفه منتقد در بررسي يک اثر ادبي چيست؟
يک منتقد ادبي بايد با ميزان هاي علمي و منطقي و به دور از هر نوع نظر شخصي و غرض ورزي و صرفاً با ديد و وجدان علمي به نقد اثر بپردازد.
6 – منتقد بايد علاوه بر نقد معني و محتوا به نقد لفظ و شكل ظاهر نيز بپردازد و نشان دهد كه زيبايي ظاهري تا چه حد مايه ي ايجاد هيجان و شورانگيزي يك اثر ادبي است.
7 - آثار والا و شاهكارهايي كه مورد پسند اكثر مردم است.
8 – از انواع نقد ادبي کدام يک مربوط به شکل ظاهر اثر است و کدام يک با محتوا يا درون مايه ي اثر ارتباط دارد؟
نقد لغوي نقد فني و نقد زيبايي شناسي تا حدي مربوط به شکل ظاهر و صورت هاي عيني يک اثر ادبي است و برخي ديگر مانند نقد اخلاقي، نقد روان شناسي و نقد اجتماعي و امثال آن به محتوا و درون مايه ي اثر ارتباط دارد.
9 – نقد لغوي و نقد فني ونقد اخلاقي از قديم مورد توجه نقادان بوده است و نقد روانشناسي و تا حدي نقد اجتماعي از پديده هاي تازه است و تحت تاثير
10 – منظور از نقد لغوي چيست ؟
منظور از نقد لغوي بررسي و ارزيابي كاربرد زبان و اصول و قواعد آن در يك اثر ادبي است.
11 – مساله ي مترادفات نيز در حوزه ي نقد لغوي قرار دارد.
12 – نظامي ، منوچهري ،حافظ و مهدي اخوان ثالث از لحاظ انتخاب الفاظ و تركيبات تازه ، ابداع مضامين نو و دقت در وصف و ريزه كاري هاي دقيق در توصيف .
13 – منظور از نقد فني بحث د ر چگونگي كاربرد فنون بلاغت در شعر و نثر و نيز موسيقي كلام و كلمه است.
14- 1- نقد الشعر في البديع ، ((نقد النثر)) از قدامه بن جعفر 2- معاني الادب ، صناعتي النظم و النثر از ابوهلال عسكري 3- اسرار البلاغه ، دلائل الاعجاز از عبد القاهر جرجاني در ادب عرب 4- المعجم في معايير اشعار العجم از شمس قيس رازي 5- حدائق السحر في دقائق الشعر از رشيد و طواط 6- ترجمان البلاغه از محمدبن عمر رادوياني در ادبيات فارسي
15 - 1- كميت و ريتم يعني ايقاع 2 – هماهنگي حروف .
خودآزمايي درس يازدهم (تعاريف و انواع نقد2 ) ص 96
1- ((كالريج )) انگليسي و(( ادگار آلن پو)) امريكايي ص 89
2- هنر، خلق زيبايي است و هنر وسيله نيست بلكه هدف است و هنرمند فقط بايد به فكر زيبايي باشد شاعر پارناسين عقيده دارد كه شعر نبايد بخنداند و نه بگرياند بلكه فقط زيبا باشد و هدف خود را در خود بجويد .
3- شعر تنها عبارت از الهام نيست بلكه بيشتر نوعي حرفه و صنعت است كه شاعر بايد درآن ابزار كار خود را به درستي به كار بيندازد . ص 90
4- تي . اس . اليوت نيز شعر را به عنوان يك پديده ي مستقل به كار مي گيرد و معتقد است كه شاعر در سرودن شعر از هيجانات و شخصيت خود مي گريزد ، از اين رو منتقدان را تشويق مي كند كه از بررسي حقايق زندگي شاعر روي برتابند و به مطالعه دقيق فن شعر بپردازند . ص 90
5- منظور از هنر محض ، اين است كه هدف شاعر يا نويسنده از خلق يك اثر هنري فقط زيبايي است نه اين كه از هنر به عنوان وسيله اي براي بيان انديشه و احساس خود استفاده كند. درشعر فارسي ، قصايد منوچهري كه در آن ها به وصف طبيعت پرداخته است از اين نوع شعر است مثل شعر : (( گويي بط سفيد جامه به صابون زده است )) در كتاب زبان و ادبيات فارسي 2 پيش دانشگاهي .
6- ايماژ به معني تصوير يا صورت هاي خيال انگيز شاعرانه و ايماژيسم مكتب تصوير گرايي است . خصوصيات اين مكتب عبارتند از : در شعر گرايش به زبان ساده ، ابداع اوزان تازه ، آزادي در انتخاب موضوع و مخصوصاً به كار گرفتن مجاز و تصوير را توصيه مي كند . در اين مكتب ، ارائه تصوير مستقيم شيء ، توجه به جزئيات امور و اجتناب از حشو و اطناب ، توجه به امور محسوس و جزئي در شعر به جاي توجه به احوال كلي و انتزاعي توصيه مي شود. ص 90
7- افلاطون در شعر و درام به تاثير اخلاقي و اجتماعي آن توجه مي كند و شعر و ادب را طرد و انكار مي كند چون او معتقد است كه شعر ممكن است باعث فساد اخلاقي جوانان شود. ص 91
8- نويسندگان و فلاسفه ي اروپايي تا قرن اخير ، براي يك اثر ارزنده ي ادبي ، گذشته از زيبايي صورت ، غايت اخلاقي نيز لازم مي شمردند و به طور كلي ، هنر را در خدمت اخلاق مي گرفتند. افرادي مثل ديدرو ، دكتر جانسون ، تولستوي ، هنر را در صورتي ارزشمند مي دانند كه در خدمت ارزش هاي اخلاقي باشد و عشق و علاقه به تقوي را تقويت كند و انسان را از زشتي بي زار كند و ديدرو :گرامي داشتن تقوي و اخلاق و پست شمردن رذايل اخلاقي را هدف هرنوع هنري مي دانست . ص 91
9- نقد اخلاقي در ايران به خصوص درعصر جديد و به علل وجود بعضي مسائل سياسي و اجتماعي شديداً مطرح مي شود و بسياري از تجدد طلبان و مشروطه خواهان براي شعر شرط اخلاقي و اجتماعي قايل مي شوند. ص 92
10- ناصر خسرو ، فردوسي ، نظامي ، سعدي و ... ص 92
11- آري ، به دليل بعضي مسائل سياسي و اجتماعي بسياري از شاعران دوره هاي جديد تر در ايران به مسائل اخلاقي توجه و گرايش شديدي داشتند از جمله : آخوندزاده ، ميرزآقاخان كرماني ، اديب الممالك فرهاني . ص 92
12- تكليف دانش آموزان است.
13- هيپوليت تن ، منتقد مشهور فرانسوي ادبيات را محصول ((زمان )) ، ((محيط اجتماعي )) و ((نژاد)) مي داند . ص 93
14- در آلمان ((گئورگ كاريز)) و ((برتولت برشت )) ، در فرانسه ((ژان پل سارتر)) و ((كامو)) ص 93
15- ژان پل سارتر به استبداد و ابتذال با چشم نفرت و انكار مي نگرد و براي ادبيات نوعي مسئوليت و تعهد اجتماعي قايل مي شود . ص 93
16- آري ، معمولاً جريانات و پديده هاي اجتماعي اثر گذار هستند و اوضاع و جريانات اجتماعي در شعر شاعران قديم مانند فردوسي ، مولوي ، عطار ، ناصرخسرو ، حافظ ، خيام تاثير بسزايي داشته است . به عنوان مثال : ((ناصر خسرو)) با زباني تلخ و گزنده از جهان خواران و دين فروشان خراسان انتقاد مي كند يا ((حافظ)) از ريا و تزوير رايج در محيط روزگار خود مي نالد .(( خيام)) از جهل و ناداني مردم روزگار خود نالان است . ص 93
17- از شاعران اديب الممالك فراهاني ، علي اكبر دهخدا ، نسيم شمال ، ملك الشعراي بهار ، ميرزاده ي عشقي شعر را در خدمت اجتماع و سياست مي دانند و از آن براي بيدار كردن مردم استفاده مي كنند. از ميان نويسندگان ميرزا ملكم خان ، ميرزا آقاخان كرماني ، زين العابدين مراغه اي و عبدالرحيم طالبوف تبريزي ، نثررا درخدمت اجتماع قرار مي دهند . ص 94
18- زيرا معمولاً نقد تاريخي ، به يك اثر ادبي به عنوان يك امر ذوقي و هنري كم تر نگاه مي كند و از درك هنر و ارزش هنري آن عاجز است . همچنين يك شاهكار بزرگ ادبي غالباً از محيط واجتماع خود فراتر است چه بسا مولود جذبه و الهام و تحت تاثير لاشعور به وجود مي آيد . بنابراين صرفاً بحث پيرامون مسائل مربوط به تاريخ و زمان و مكان ، آن را مورد بررسي قرار داد . ص 94
19- شناخت زمان و مكان خاص يا زندگي واقعي شاعر يا نويسنده براي درك يك اثر ادبي كافي نيست زيرا يك اثر ادبي فراتر از محيط و اجتماع است و همچنين ممكن است شعر و اثري بي نام كه از جهت شور انگيزي و دل ربايي جالب باشد هر چند زمان گوينده و نويسنده آن معلوم نباشد باز مي تواند مورد توجه قرار گيرد . ص 95
20- خير ، بيش ترين فايده ي تحقيقات و نقدهاي تاريخي ، متوجه تاريخ ، جامعه شناسي ، مردم شناسي و گاه روان شناسي مي شود . ص 95
21- نقدتاريخي در مورد يك اثر وقتي مي تواند به درستي انجام شود كه : 1- گذشته ي آن و نيز عصري كه پديد آورنده ي آن است به خوبي شناخته شود 2- آرمان ها و آرزوهايي كه در آن روزگار تجلياتي داشته است احساس گردد 3- تاثير آن اثر در آثار پس از خود مورد بررسي قرار گيرد4- علاوه بر اثر مورد نظر، ساير آثار آن شاعر يا نويسنده نيز مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد. ص 95
22- شيوه ي نقد تاريخي هنگامي مفيد است كه ناقد تنها به مطالعه ي اثري كه از يك نويسنده در پيش رو دارد اكتفا نكند بلكه به همه ي آثار او احاطه يابد تا قضاوتش صحيح باشد. ص 95
23- تكليف دانش آموزان است به طور خلاصه : شرح حال و بررسي تاريخي احوال شاعران سبب مي شود كه خواننده شناخت بهتري از آثار شاعران پيدا كند اما اين آگاهي به تنهايي براي درك كامل ارزش هاي يك اثر ادبي كافي نيست .
24- بله ، زيرا يك شاهكار ادبي غالباً فراتر از محيط و اجتماع و زمان و مكان خود است و چه بسا مولود جذبه و الهام و تحت تاثير لاشعور به وجود آيد بنابراين نمي توان صرفاً بحث پيرامون مسائل مربوط به تاريخ و زمان و مكان آن را مورد بررسي قرار داد بلكه آگاهي از محيط اجتماعي و احوال تاريخي خاص آن دوره در فهم شعر موثر است . ص 94
25- زيرا نقد روان شناسي ، جريان باطني و احوال دروني شاعر و نويسنده را ادراك و بيان مي نمايد و قدرت و استعداد هنري و ذوق و قريحه او را مي سنجد و نيروي عواطف و تخيلات هنرمند را تعيين مي نمايد و از اين راه تاثيري راكه محيط و جامعه و سنت ها و مواريث در تكوين اين جريان ها دارند مطالعه مي كند . وتنها به كمك اين نوع نقد است كه عواطف ، احساسات و انديشه هاي هنرمند و گرايش هاي رواني حاكم بر عصر هنرمند شناخته مي شود . ص 96
26- پي بردن به عواطف و احساسات ومخيلات هنرمند و شناخت ، صفات و احوال نفساني غالب بر عصر و معاصران هنرمند است .
27- خير ، بررسي در احوال روحي و نفساني اشخاص خاصه در درام يا قصه چيزي است كه نويسندگان و شاعران از قديم ترين ايام به آن پرداخته و آن را در نظر داشته اند. و جست و جو در زواياي روح انسان از كهن ترين ايام در شعر دراماتيك يونان وجود داشته و بعدها نيز در اروپا كساني مانند ((راسين )) ، ((شكسپير)) ،((ايبسن))، ((مترلينگ )) ((داستايوسكي )) بدان پرداخته اند.
خودآزمايي درس دوازدهم (تحليل آثار مهم نظم و نثر فارسي 1)
1- تاريخ ايران قديم از آغاز تمدن نژاد ايراني تا انقراض حكومت ساسانيان به دست مسلمانان (ص 98)
2- سه دوره : اساطيري ، پهلواني و تاريخي (ص 98)
3- بله ، دورهي حماسي يا پهلواني شاهنامه كه با پادشاهي فريدون شروع و تا مرگ رستم ادامه پيدا ميكند. طولاني ترين دورهي شاهنامه است.
حوادث مربوط فريدون ، ايرج ، منوچهر ،نوذر ، زاب ، گرشاسب ،پادشاهي كيانيان ،و حوادث فراوان مربوط به آن مثل : هفت خوان رستم ،گذر سياوش از آتش ،ظهور زرتشت ،هفت خوان اسفنديار و نبرد رستم با اسفنديار و مرگ رستم و ... در اين قسمت آمده است.
4- كشته شدن ايرج، نبرد رستم و سهراب ، نبرد رستم و اسفنديار ، كشته شدن سياوش ، كشته شدن خسرو و از بين رفتن شيرين و ...
5- آري ،
الف- ارسطو تراژدي را نمايش اعمال مهم و جدي مي داند كه در مجموع به ضرر قهرمان اصلي و در حقيقت به فاجعه منتهي مي شود اين مشخصه ي تراژدي در داستان رستم و سهراب و رستم و اسفنديار ديده مي شود.
ب - نيز از نظر ارسطو ، هدف اصلي تراژدي (كتارسيس) يعني تطهير و تزكيه نفس است . در تراژدي معمولاً قهرمان مي ميرد و مرگ دلخراش او باعث «كتارسيس» مي شود. اين احساس و دگرگوني روحي ، با خواندن تراژدي هاي شاهنامه از جمله رستم و سهراب پديد مي آيد.
ج - ماجراي تراژدي به وسيله كردار اشخاص پيش مي رود و به پايان مي رسد در تراژدي هاي شاهنامه از جمله رستم و سهراب نيز تغيير مسير داستان نتيجه ي خطاهايي است كه از قهرمان داستان سر مي زند .
6- احياي زبان فارسي و تقويت روحيه ي مبارزه جويي با بيگانگان و بيگانه پرستان و مقاومت در برابر دشمنان است . (ص 100)
7- شاهنامه فردوسي نه تنها از جهت تنظيم و تركيب و تلفيق داستانها به نوعي وحدت و تماميت هنري نزديك مي شود بلكه از لحاظ زبان و بيان شاعرانه يعني شكل ظاهري و شكل ذهني آن چنان هنرمندانه خلق شده كه توانسته است عنوان بزرگ ترين اثر ادب فارسي را به خود اختصاص دهد .
( از نظر شكل ظاهري ابيات سست ولغات عربي و كلمات نا مانوس فارسي در شاهنامه بسيار اندك است برعكس از واژه هاي فارسي كه درشاهنامه بسيار است گاهي براي تاثير گذاري بيشتر بر فضاي داستان از الفاظ كهن و خشن استفاده كرده است . از نظر شكل ذهني آفريدن معاني نو ، استفاده از آرايه هاي استعاره ، مجاز و كنايه و كثرت اغراق و كاربرد تشبيهاي طبيعي و محسوس و توصيف دقيق فنون جنگ آوري ، صف آرايي و نحوه استفاده از جنگ افزارها و در نهايت آوردن مضامين عالي شعر فردوسي ممتاز شده است .)
8-
o انتخاب قالب مناسب مثنوي
o وزن عروضي مناسب ( فعولن فعولن فعولن فعل ) براي توصيف صحنه هاي نبرد
o وجود «قافيه كناري» در تمام ابيات به خاطر استفاده از قالب مثنوي
o واج آرايي و تكرار در بسياري از ابيات مثل :
الف ) كمان به زه را به بازو فكند / به بند كمر بر ، بزدتير چند (ز)
ب) مرا مادرم نام ، مرگ تو كرد / زمانه مرا پتك ترگ تو كرد ( م - ك - گ - ل )
ج) برو راست خم كرد و چپ كرد راست / خروش از خم چرخ چاچي نجاست (خ)
o كاربرد (( سليح )) به جاي ((سلاح )) و ((مزيح )) به جاي ((مزاح ))
o كاربرد واژههاي كهن مانند «كجا» به جاي «كه» در مصراع «دليري كجا نام او اشكبوس » يا «گران » به جاي سنگين در مصراع «به گرز گران دست برد اشكبوس »
o تعداد فعل هاي پيشوندي زياد است مثل : برخروشيد ، اندر آمد ، برآويخت
o كاربرد ((همي )) به جاي ((مي )) مانند همي بر خروشيد بر سان كوس
o كاربرد متمم با دوحرف اضافه ((به بند كمر بر بزد تير چند ))
o مقدم آوردن فعل بر ساير اجزاء جمله ((بشد تيز رهام باخود و گبر ))
o كمي واژه هاي عربي
9-
- استفاده از تشبيه كه عنصر عمده ي تصوير سازي در آثار حماسي است در اين داستان فراوان است مثل :
همي برخروشيد برسان كوس / زمين آهنين شد سپهر آبنوس
زمانه مرا پتك ترك تو كرد / يكي تير الماس پيكان چو آب
- فراواني آرايه ي كنايه مانند : سرهم نبرد اندر آرد به گرد
- آرايه ي اغراق كه از مهم ترين عناصر تصوير سازي در حماسه است مانند : همي گرد رزم اندر آمد به ابر
- توصيف دقيق حوادث وصحنه ها مانند:
تهمتن به بند كمر بـــــرد چنـــــگ گزين كرد يك چو به تير خدنگ
يكي تير الماس پيكــــان چـــــو آب نهاده بر او چــــار پر عقـــــــاب
كمان را بماليد رستــــــم به چنــــگ به سست اندر آورد تير خدنـــگ
بروراست خم كرد و چپ كرد راست خروش ازخم چرخ چاچي بخاست
- رجزخواني و به تمسخر گرفتن حريف
بدو گفت خندان كه نام تو چيست تن بي سرت را كه خواهد گريست
مرا مادرم نام ، مرگ تو كـــــــرد زمانه مرا پتـــك ترگ تو كــــــرد
10- بله ، رباعي از مبدعات ايرانيان است و داراي سابقه طولاني است. رودكي و ابوسعيد ابوالخير در قالب رباعي شعر سروده اند .
11- خير ، خيام در دوران حيات خود به عنوان منجم ، طبيب و رياضي دان مشهور بود.
12- نظام عروضي ، خيام را به عنوان ستاره شناس معرفي مي كند.( ص 103)
13- قديم ترين فرد «شهرزوري» در قرن 6 و اوايل قرن 7 در كتاب« تاريخ الحكما»و «شيخ نجم الدين رازي» در قرن 7 در كتاب« مرصاد العباد »از خيام به عنوان شاعر ياد كرداند. و از اين منبع چنين بر مي آيد كه خيام از اوايل قرن هفتم به شاعري شهرت يافته است . ( ص 103)
14- خير، محمد علي فروغي تعداد رباعيات او را 66 گفته ولي در مجموعهاي كه از خيام به چاپ رسانده 178 رباعي به نام او آورده است.
15- شاعر انگليسي قرن نوزدهم است كه رباعيات خيام را به انگليسي ترجمه كرده است . او پس از ترجمه به اعتبار شكوه رباعيات خيام ، به نام «خيام انگليسي » مشهور شد.
16- در آثار هر دو شرايط اجتماعي و سياسي و اخلاقي نابسامان جامعه انعكاس پيدا كرده و هردو شاعر از دورويي و نفاق ، عوام فريبي و رياكاري گروهي و زود باوري و سادگي گروهي ديگر اظهار شكايت كرده و بدون ترس و هراس با آن به مقابله پرداخته اند.
17- قديم ترين مثنوي نظامي ، مخزن الاسرار است كه در قالب مثنوي كوتاه و مختصر مشتمل بر 2260 بيت و حاوي انديشه هايي است درباب زهد و عرفان در 20 مقاله كه در هر مقاله ضمن شرح عنوان مقاله ، يك داستان كوتاه اما پر مايه ودلنشيني مي آورد و به اين وسيله انديشه هاي خود را بهتر جلوه مي دهد و به خواننده القا مي نمايد . (ص 105)
18- ليلي و مجنون سرگذشت عشقي پر شور است بين جواني به نام قيس بني عامر و دختري به نام ليلي . اما به علت اختلاف ميان دو خانواده ، عشق آن دو به ناكامي مي كشد. ليلي به اجبار خانواده با فردي به نام ابن سلام ازدواج مي كند و قيس از عشق ليلي سر به بيابان مي گذارد و با حيوانات مانوس مي شود و عشق چنان او را مجنون مي كند كه خبر وفات پدر و مادر و همچنين ابن سلام در او هيچ تغييري ايجاد نمي كند . سرانجام چندي بعد ليلي مي ميرد و مجنون وقتي اين خبر را مي شنود بر سر قبر او مي رود و در همان جا مي ميرد .( ص 105)
19- خسرو و شيرين ( ص 104)
20- ازدواج خسرو با مريم دختر قيصر روم ، جنگ خسرو با بهرام ، داستان عشق فرهاد و كوه كندن فرهاد ، مرگ مريم ، كشته شدن خسرو به دست شيرويه ، سرانجام تلخ شيرين و ...
21- تفاوت هايي وجود دارد مثلاً : در مثنوي« خسرو و شيرين» نظامي ، شيرين را برادر زاده ي بانوي ارمن معرفي مي كند و فردوسي در شاهنامه او را يك كنيز ارمني و در كتب قديم با روايات ديگر آمده است .
در مثنوي «اسكندر نامه » نظامي ،اسكندر شخصيت و رفتاري متفاوت با اسكندر تاريخي دارد يعني فقط يك سردار فاتح نظامي نيست بلكه حكيمي خردمند و جهان ديده است . و به طور كلي روايت هاي نظامي زبان و بياني كاملاً ادبي دارد و تصوير آفريني هاي فراوان و بديع به داستان ها تازگي بخشيده است .
22-
الف- تشبيهات و توصيفات زيبا و هنرمندانه
ب- انتخاب الفاظ و كلمات مناسب
ج - ايجاد تركيبات خاص وتازه
د - ابداع و اختراع معاني و مضامين نو دل پسند
هـ - تصوير دقيق جزئيات
و - دقت دروصف وايجاد مناظر و ريزه كاري در توصيف طبيعت و اشخاص و احوال
ز - به كار بردن صورت هاي ذهني (ايماژ) ص 106
23- به علت يافتن معاني تازه و ابداع تركيبات جديد و افراط در به كار بردن لفات عربي و اصطلاحات علوم و مباني فلسفه شعر او غالباً دشوار و پيچيده مي شود كه جز با تفسير دقيق درك آن امكان پذير نيست . ( ص 106)
24- الف ) رواج حس ديني و عرفاني و مذهبي :
خداوند شبم را روز گــردان چو روزم بر جهان پيروز گردان
به داورداور فريادخواهـــان به يارب يارب صاحب گناهــان
به دامن پاكي دين پرورانت به صاحب سري پيغمبرانـــــت
به ريحان نثار اشــك ريزان به قرآن و چراغ صبح خيـــزان
ب) كاربرد تركيبات نو و ابداع معاني مثل : سيماب كاري به معني اضطراب وپريشاني
ج) كاربرد جمله هاي عربي و ضرب المثل مثل : خروس (( الصبر مفتاح الفرج )) خواند.
د) كاربرد استعاره هاي زيبا و مطبوع و نو مثل كوره تنگ و سنگ استعاره از غم و اندوه
غمي دارم هلاك شير مردان برين غم چون نشاطم چيره گـردان
ندارم طاقت اين كوره تنـگ خلاصي ده مرا چون لعل زين سنگ
ر ) كاربرد تشبيهات زيبا مثل : غرقاب غم / ومصرع دوم بيت بالا : خلاصي ده مرا چون لعل ، زين سنگ
ز) كثرت لغات و تركيبات عربي ، ورود لغات تركي
س) بيان عاشقانه
ش)اشاره به آيات و روايات واحاديث
ص) كاربرد اصطلاحات علمي و بسياري از افكار فلاسفه و اصول و مباني فلسفه
خودآزمايي درس سيزدهم (تحليل آثار مهم نظم و نثر فارسي 2)
1- ديدار با شمس در سال 642 (ص 110)
2- صلاح الدين زركوپ و پس از وفات او حسام الدين چلپي (ص 110)
3- 6 دفتر ، منابع عمده ي او قرآن و حديث
و در كنار آن منابع ديگري مثل : كليله و دمنه و آثار سنايي و عطار و نظامي
4- رسيدن به حق و اتصال انسان به حق كه از طريق كنار گذاشتن جسم و فداكردن خود حاصل مي شود. و فداكردن خود از طريق عشق امكان پذير است.(ص 112)
5- مثنوي داستان روح انسان است كه از مبدأ و اصل خويش (عالم معنا )جدا گشته و در اين عالم خاك گرفتار شده است . اين روح جدا مانده (ني ) آرزوي بازگشت به وطن اصلي خود را دارد و تنها راه رسيدن به آن را عشق ميداند . عشق از نظر مولوي زادهي كشش معشوق است و تنها شرط براي اين راه جذبه ي حق است .
6- سبك عراقي
7- عاشقانه ، عارفانه ،مسایل اجتماعي ، سياسي و انتقادي
8- بله ، حافظ در تمام وقايع و حوادثي كه در شيراز رخ مي دهد ،خود را سهيم مي داند. از اين رو علاوه برعلم و فضل و عرفان اوضاع سياسي و اجتماعي شيراز را نيز در اشعار خويش منعكس ميكند و نشانه ي روشن آن واكنش هاي تند حافظ نسبت به رفتارهاي تعصب آلود و خشونت آميز مبارز الدين است . (ص 114)
9- اميرمحمد مبارزالدين ، زيرا وقتي محمد مبارزالدين بر فارس غلبه مي كند، شيخ ابواسحاق ، ممدوح حافظ ، را بر دروازه ي شهر به دار مي آويزد و شهر را در ميان رعب و وحشت و خشونت و تعصب غرقه مي سازد و رياكاري و تزوير و عوام فريبي و دروغ و نفاق كه زاده ي حكومت محتسب است رواج مي يابد و حافظ به خاطر تحمل نكردن چنين اوضاعي است كه با مبارزالدين سر ناسازگاري دارد. ص 114 و115
10- حافظ بعد از ابواسحاق ، محيط فارس را محيطي مساعد نمي بيند . هرچند گاه گاه از شاه شجاع جانشين مبارزالدين تعريف و تمجيد مي كند اما محيطي كه زهد ريايي و تعصب و جهل عوام آن را چنان سرد و بي روح كرده است ، هرگز نمي تواند حافظ را راضي نگه دارد ، از اين رو شيراز براي حافظ طاقت فرسا مي شود و ناچار پس از چهل سال زندگي آن شهر را سرزنش مي كند و هوس مي كند به دياري ديگر رخت كشد . (ص 115)
11- زيرا شاه شجاع خاصه پس از برگشت از كرمان محتسب تازه اي شده و شيراز در روزگار حكومت او مثل زمان حكومت مبارزالدين عرق در تعصب ، جهل ، نفاق ، خودبيني و زهد ريايي است و حافظ كه ستايش گر آزادگي است نمي تواند اين چيزها را تحمل كند و با تمام چيزهايي كه به آزادگي او و ديگران لطمه وارد مي كنند از جمله ريا و تعصب و نقاق و... مبارزه مي كند به همين دليل نه تنها شاه شجاع بلكه زاهدان رياكار و متملق دستگاه او همواره درصدد تكفير و آزار حافظ هستند .
12- با زاهدان رياكار و متملق ، متعصب ، عوام فريب ، ظاهر بين ،
با حاكمان ظالم و ستمگر كه جامعه ي خود را در رعب و وحشت و تعصب فرو مي بردند
وبا هر كس و هر چيزي كه به آزادگي او و ديگران لطمه وارد مي كردند مبارزه مي كرد .
13- رند در فرهنگ و جهان بيني حافظ ، متعالي ترين معناي خود را مي يابد . رند در شعر حافظ انسان كامل و آزادهاي است كه آزادگي را ميستايد و براي به دست آوردن آن تلاش ميكند.او شعر خود را رندانه و مكتب خود را مكتب رندي مي نامد.
14- چون حافظ تحولي بزرگ در غزل فارسي ايجاد كرد و سبكي مستقل به وجود آورد و شعر از لحاظ فصاحت و بلاغت و زيبايي و شكوه در اوج است و فكر و بيان او هر دو عالي است.
15- الف - مضمون آفريني در شعر و خلق مضامين بكر
ب - نازك خيالي
ج - ساختن تشبيهات و استعارات و كنايات تازه
د - كاربرد تمثيل و ارسال المثل
هـ - آوردن الفاظ عاميانه و معمولي و گاه پيش افتاده
و - آوردن افكار و انديشه هاي عاميانه
ز- آفرينش تركيبات و تعبيرات نو
16- تازگي در مضمون آفريني در شعر و نازك خيالي و آنچه از لحاظ فكر و مضمون بر شاعران ديگر تا حدي اضافه دارد عرفان و حكمت است به طوري كه در غزل هاي او بعضي ابيات شاهكار ذوق و انديشه است .
17- غزل
18- مضامين اخلاقي ، عرفان و حكمت
19- كاربرد تعبيرات و تركيبات نو مانند :
زخم نمايان تير عشق بودن ، خار خار جست و جو ، پشت بر ديوار حيرت دادن ، دارالامان تنهايي ، شبيخون خمار،
سفال عالم خاكي ، خرقه ستاندن نافه ، نگين حلقه ي گردون بودن ، چراغ كلك
- وجود تعبيرهاي عاميانه ، مانند : دشت دشت از سايه ي مردم گريزانيم ما
- در مضمون آن ، اخلاق و حكمت ديده مي شود .
- مضمون آفريني و نازك خيالي و تازگي تشبيهات مانند :
پشت چون آيينه بر ديوار حيرت داده ايم ، وحشي دارالامان گوشه ي تنهايي ايم ، در سفال عالم خاكي چور بمانيم ما
20- تكليف دانش آموزان است.
خودآزمايي درس چهاردهم (تحليل آثار مهم نظم و نثر فارسي ) ص 134
1- به خاطر امانت داري و صداقت و صراحت در تاريخ و بيان حقايق تاريخي اهميت فراوان دارد، زيرا مورخ سعي كرده است تا آنجا كه ممكن است حقايق تاريخي را با تخيلات يا تعارفات و دروغ گويي هاي بي مورد در نياميزد و تاريخي واقعي و مستند را ارائه دهد .
2- الف : مشاهدات و تجربيات سياسي و اجتماعي خود /
ب: مراجعه به افراد مورد اعتماد كه خود شاهد حادثه بودند و كسب اخبار از آن ها
ج: استفاده از كتاب هاي قابل اعتماد
3- الف : نثر داستاني ، است كه در خدمت محتواي تاريخي قرارگرفته است .
ب: استفاده از اطناب و ايجاز به جا و مناسب
ج : كاربرد تمثيلات و تعبيرات بليغ و زيبا
د : استفاده طبيعي و معتدل از لغات عربي و جمع هاي مكسر عربي و گاه عبارات و جملات عربي كه هرگز تكلفي در نثر بيهقي وارد نكرده است .
هـ : حذف افعال به قرينه به اقتضاي بلاغت
و: آفرينش واژه ها و تركيبات بديع
ز : استشهاد به تاريخ و قصه
4- الف :كاربرد توصيفات دقيق و جزئي و هنرمندانه
ب : توصيف و تصوير هنرمندانه ي صحنه ها و اشياء و اشخاص
ج : رعايت بلاغت از جهات مختلف كه كلام او را جذاب و گيرا كرده است
د : كلمه آفريني كه هم بر زيبايي در آهنگ كلام مي افزايد و هم معاني و مفاهيم كامل را القا مي كند .
هـ : كاربرد تمثيلات و تعبيرات كه كلام او را به اوج زيبايي و بلاغت مي رساند
و : استفاده اطناب و ايجاد به جا و طبيعي
5- كوتاهي جمله ها مثل : فرمان نمي بردند ( كاهل دار برخاستند. / باران قوي تر شد.
- حذف بخشي از فعل به قرينه مثل : گروهي از گله داران در ميان رود غزنين فرود آمده بودند و گاوان بدان جا داشته .
- خوش آهنگي كلام مثل : آخرها كشيده و خر پشته زده و ايمن نشسته
- وجود تعبيرهاي مناسب مثل : گله داران جستند و جان را گرفتند / مدد سيل پيوسته چو لشكر آشفته در مي رسيد .
- كلمه آفريني مثل : ترگونه ، كاهل وار، كوتاه گونه ، با رانك و ...
- كاربرد ساخت قديمي افعال : چون ممكن شدي /، بتوانستي گذشت /، مدد سيل در مي رسيد
- جابه جايي اجزاي جمله مثل : يلي بود قوي / ، اقرار كردند پيران كهن / ، محال بود برگذر سيل بودن
- استشهاد به آيه ، حديث ، روايت مثل : نعوذ بالله من الاخر سين و الا صمين پيغمبر (ص)
- توصيف دقيق صحنه ها و اشياء
- استفاده از نقل قول هاي مستقيم
- كهنگي واژه ها مثل : پشتيوان ، نماز خفتن ، نماز ديگر و...
6- آئين هاي معمولي زندگي
مسائل عميق اجتماعي و اخلاقي و تربيتي
علوم و فنون و آيين ها وسنت هاي مختلف براي تربيت فرزند خود .
7- در هر باب ابتدا خطاب به پسرخود ، به تعريف يا توصيف موضوع مورد نظر مي پردازد و در باب آن سخن مي گويد. سپس براي توضيح بيش تر و روشنگري مطلب حكايت يا حكايت هايي نقل مي كند كه اين حكايات يا از اجداد و پدران خود اوست يا از تاريخ گذشتگان و اميران و پادشاهان و بزرگان پيشين است .
8- نثر قابوس نامه ، نثر ساده و روان است
لغات عربي درآن بسيار اندك است و اين مقدار اندك هم لغات معمولي و رايج عربي در زبان فارسي است .
- لغات و اصطلاحات فارسي در آن بسيار است و ظاهراً نويسنده دربه كار بردن لغات فارسي تعمد داشته است .
- اصطلاحات علمي و فني از جمله فلسفه ، نجوم ، هندسه و طب و شعر وفقه و امثال آن به كار برده است .
- جمله ها كوتاه است.
- نويسنده اشعار خود را در جاي مناسب همراه با نثر آورده است
9- شباهت : نثر هر دو كتاب ساده و روان و خوش آهنگ است
جمله ها و عبارت ها در نثر هر دو كتاب كوتاه است
در هر دو كتاب تعبيرات زيباي فارسي به چشم مي خورد
تفاوت: لغات عربي در نثر بيهقي بيش تر و واژه هاي فارسي در نثر قابوس نامه چشم گير تر است
ويژگي هاي نثر داستاني از جمله توصيف هاي جزئي و دقيق وتصوير صحنه ها و اشياء و اشخاص در نثر بيهقي بارزتر است .
10- ويژگي متن درس :
الف: سادگي و رواني وخوش آهنگي مثل : تا بتواني ، از نيكي مياساي و خويشتن را به نيكي و نيكوكاري بر مردم نماي و
چون نمودي به خلاف نموده مباش به زبان ديگر مگوي و به دل مباش تا گندم نماي جو فروش نباشي .
ب:كوتاهي جملات و تكرار واژه ها مثل : اندرآب جست . / آب تيز همي آمد. / فتح را بگردانيد. / فتح دانست.
پ: فراواني واژه هاي فارسي
ت: كمي لغات عربي و همين مقدار اندك هم لغات عربي ساده و رايج هستند مثل : نجيب ، عزيز، خليفه ، جهد و...
ث :كهنگي تلفظ برخي از كلمات مثل شناء و (شنا) ، اوستاد (استاد) ، اوفتادن (افتادن ) ، نبشته (نوشته ) و...
ج : قديمي بودن ساخت افعال مثل : همي شد ( مي شد) ، مي شد ( مي رفت ) ، غوطه همي خوردن (غوطه خوردن ) ،
بگرفتي (مي گرفتم )
چ : تعبيرهاي فارسي مثل : از خود نمودن (وانمود كردن ) ، با چيزي بسنده نبودن ( از عهده چيزي برنيامدن )
11- هدف او آموزش مسائل اخلاقي و تربيتي است او مي خواهد آنچه از نظر اخلاق ديني خوب و پسنديده است در لباس نصيحت بيان كند و ديگران را در آنچه خود مي انديشد و مي پسندد سهيم كند . (ص 131)
12- بله ،گلستان توصيف دنياي واقعي سعدي است..
13- او همه نوع انديشه با همه ي خوبي ها و بدي ها در طبقات مختلف جامعه از پادشاه گرفته تا درويش بيان كرده است. به طور كلي انديشه هاي اخلاقي ، تربيتي و اجتماعي
14- گلستان هشت باب دارد :
باب اول : در سيرت پادشاهان باب دوم : در اخلاق درويشان
باب سوم : در فضيلت قناعت باب چهارم : در فوايد خاموشي
باب پنجم : در عشق وجواني باب ششم : درضعف و پيري
باب هفتم : در تاثير تربيت باب هشتم : در آداب معاشرت
هر كدام از ابواب سرشار از نكات مهم اخلاقي و اجتماعي است .
15- الف : رعايت مقتضاي حال يعني مناسب انديشي و مناسب گويي
ب : تناسب وهماهنگي بين حروف وواژه ها وجمله ها ،كاربردواژه ي مناسب كه هرواژه دركلام سعدي جاي خاصي دارد
پ : به حد اعلا رساندن ايجاز در كلام يا فشرده نويسي
ت : كاربرد طبيعي و معتدل آرايه هاي ادبي
ث : كاربرد آيات و احاديث
چ: استفاده از تمثيلات تاريخي مناسب
ج :كاربرد لغات ، جمله ها وعبارات و اشعار عربي در حد مناسب وبه دور از تكلف و ...
16- نثر سعدي يك نثر ابتكاري وهنرمندانه و تركيبي است نو ميان نثر مصنوع و نثر مرسل و پيوندي است ميان اين دوسبك . تفاوت نثر گلستان با نثر مصنوع عبارتند از :
الف )در نثر مصنوع كاربردآرايه هاي ادبي آن قدر فراوان و محسوس است كه بيش تر از خود موضوع جلب توجه مي كند از اين رو چون معني را فدا مي كند زيبا جلوه نمي كند اما سعدي هنرمندانه و ابتكاري عمل مي كند و از آرايه ها و صنايع ادبي متعادل و طبيعي بهره مي گيرد و اثري مي آفريند كه نثر در اوج زيبايي و سادگي است .
ب: نثر مصنوع در آن زمان از ايجاز پرهيز داشته است و نويسندگان براي توصيف يك صحنه يا بيان يك مطلب از كلمات مترادف و پي درپي استفاده مي كردند در صورتي كه يكي از خصوصيات نثر گلستان ايجاز است و توجه سعدي به ايجاز ، نوعي سنت شكني است او در انتخاب كلمات دقت زياد دارد و هيچ عبارت و كلمه اي كه در كلام زايد باشد نمي آورد . گاه با چند كلمه يك حكايت زيبا با نكات ارزنده بيان مي كند .
17- هر واژه در كلام سعدي جاي خاص و معيني دارد به طوري كه اگر آن را از جاي خاص خود برداريم ، نظم و تناسب و ناچار زيبايي و لطف كلام از بين مي رود . ص 133
18- برادر كه در بند خويش است ، نه برادر و نه خويش است.
مشك آن است كه خود ببويد ، نه آن كه عطار بگويد .
هركه را زر در ترازوست ، زور در بازوست.
هنر چشمه ي زاينده است و دولت پاينده .
هر چه نپايد دلبستگي را نشايد
هر چه زود برآيد، دير نپايد .
خبري كه داني دلي بيازارد تو خاموش باش تا ديگري بيارد.
دانا چو طبله ي عطار است خاموش و هنرنماي و نادان چو طبل غازي ، بلند آواز و ميان تهي .
دروغ مصلحت آميز به كه راست فتنه انگيز .
نه هر چه به قامت مهتر به قامت بهتر .
19- الف :به كاربردن هر واژه در جاي مناسب
ب: موسيقي و خوش آهنگي
پ: استفاده از چاشني طنز
ت: وسعت و تنوع و رنگارنگي صحنه ها و آدم و حوادث
ث : تناسب گفتارها با روحيات و شخصيت هاي افراد
ج : توصيف و تجسم هنرمندانه ي مناظر و صحنه ها و اشخاص در نهايت ايجاز
چ : به كارگرفتن واژه ها و تركيبات رايج
ح: استفاده از تمثيل و استشهاد به آيات و احاديث
خ : كاربرد لغات و عبارات عربي
د: كاربرد اشعار عربي و فارسي
ذ: توصيف خلقيات و حالات دروني افراد.
20- تكليف دانش آموزان است
+ نوشته شده در پنجم آبان ۱۳۸۸ ساعت 23:35 توسط حمیرا خانجاني
|